یادگیری زمانی می درخشد که به نفع دیگران باشد
برای زندگی کردن باید یاد بگیریم و ماهر شویم. یادگیری مهارتها و جمعآوری دانش برای تثبیت زندگی خود مورد نیاز است و میتواند به قدرتی تبدیل شود که به ما امکان میدهد کارمان را انجام دهیم. اما هر نوع دانستن ذهن را روشن نمی کند.
وقتی اطلاعات بی فایده و نگرانی بیش از حد را در اختیار داریم، در عوض ذهن ناآرام تر می شود. این جمله که ندانستن می تواند دارو باشد به این معنا نیست که ما باید یادگیری ضروری را کنار بگذاریم. این بدان معنی است که ما نباید با دانستن غیر ضروری که ذهن را تیره می کند به سمت خود کشیده شود.
یادگیری خوب تنها ابزاری برای موفقیت خودم باقی نمی ماند. وقتی مهارتها و دانشی که آموختهام به شخص دیگری کمک میکند، زندگی کسی را راحتتر میکند، و در کنار هم به نیرویی برای خوشبختی تبدیل میشود، یادگیری معنای عمیقتری پیدا میکند.
یک پزشک نه تنها باید آنچه را که باید بیاموزد، بلکه همچنین چرایی یادگیری را بررسی کند. ما باید به گذشته نگاه کنیم و بپرسیم که آیا یادگیری ما فقط برای این است که خودمان پیشرفت کنیم یا اینکه حتی اندکی برای دنیا مفید است.
امروز، در نظر بگیرید که چه کسی ممکن است با یک توانایی که در حال حاضر دارید به شما کمک کند. نگرانی های بیهوده را کنار بگذارید، و هنگامی که یادگیری مفید را به عمل منتقل کنید، آن یادگیری به شایستگی تبدیل می شود که ذهن را روشن می کند.
یادگیری مهم است، اما نیازی نیست که به هر نوع دانستنی پایبند باشیم. وقتی اطلاعاتی را که ذهن را پریشان می کند رها می کنیم و از آموخته های خود به عنوان قدرتی استفاده می کنیم که به دیگران کمک می کند، یادگیری منجر به شادی واقعی می شود.