پدیده ها و اصول را با هم ببینید
همانطور که زندگی می کنیم، ابتدا با پدیده هایی که با چشمانمان قابل مشاهده است روبرو می شویم. ما کلمات و عبارات افراد، نتایج وقایع و موقعیت هایی را که در برابر ما ظاهر می شود می بینیم و به راحتی قضاوت می کنیم و نتیجه می گیریم. اما آنچه قابل مشاهده است، کل چیز نیست. در پس آن چیزی که در ظاهر ظاهر می شود، اصول و شرایط خاص خود وجود دارد و گاهی پدیده ها حتی می توانند اصل را پوشش دهند.
این آموزه می گوید که پدیده ها ممکن است اصل را آشکار کنند، و گاهی ممکن است آن را نیز پوشش دهند. در مقابل، اصل میتواند زمینهای باشد که پدیدهها را شکل میدهد و همچنین میتواند معنای عمیقتری را فراتر از پدیدهها نشان دهد. بنابراین اگر ما فقط به پدیده ها پایبند باشیم، عمق را از دست می دهیم. اگر فقط از اصول صحبت کنیم، واقعیت را از دست می دهیم.
تمرین یعنی فقط در یک طرف نمانید. ما آنچه را که قابل رویت است می بینیم بدون اینکه فقط به آن مقید باشیم و معنای غیبی را بدون اینکه آن را به گفتار تهی تبدیل کنیم بررسی می کنیم. وقتی سطح و عمق را با هم، وقایع و ذهن را با هم، پدیده ها و اصل را با هم ببینیم، آن وقت می توانیم چیزها را به درستی درک کنیم.
این در مورد مردم و در امور دنیوی صادق است. آنچه در سطح دیده می شود ممکن است همه چیز نباشد، و نتیجه ای که اکنون آشکار می شود اغلب نمی تواند کل درون را به ما بگوید. بنابراین، به جای قضاوت عجولانه، به خرد نیاز داریم تا کمی عمیق تر و گسترده تر بنگریم و هم آنچه را که ظاهر شده است و هم آنچه را که ظاهر نشده است ببینیم.
امروز، ممکن است ما به راحتی از آنچه که قابل مشاهده است تصمیم نگیریم. باشد که ما نیز اصل را در درون بررسی کنیم و روز را با دیدن سطح و عمق بگذرانیم.
پدیده ها ممکن است اصل را آشکار کنند، اما ممکن است آن را نیز پنهان کنند. بنابراین ما نباید فقط بر اساس آنچه قابل مشاهده است قضاوت کنیم، و نه تنها از اصول صحبت کنیم، در حالی که واقعیت را از دست می دهیم. امروز، باشد که با خرد بگذرانیم تا پدیده ها و اصول را با هم بررسی کنیم.