قوانین مسیری هستند که از تمرکز محافظت می کنند
فردی که تمرینش عمیقاً در بدن مستقر شده است، به طور طبیعی حتی بدون اینکه به او گفته شود، مراقبت می کند. آنچه میخورند، چقدر میخوابند، و ذهن خود را در کجا قرار میدهند، طبیعتاً به سمت تمرین مجدانه معطوف میشوند. اما وقتی آن قدرت هنوز ریشه محکمی نگرفته است، ذهن حتی با چیزهای کوچک به راحتی پراکنده می شود. به همین دلیل در ابتدا قوانین لازم است.
دستورالعمل هایی مانند زیاد نخوابید، تنقلات شما را به اطراف نکشاند، در طول دوره استراحت این طرف و آن طرف پرسه نشوید، و به چیزی که ذهن را پراکنده می کند ممکن است در ظاهر سخت به نظر برسد، نیفتید. اما معنای آنها یک چیز است: جمع کردن ذهن و توسعه قدرت برای تمرین.
ما می توانیم این را با فکر کردن به کسی که برای اولین بار رانندگی می کند درک کنیم. یک مبتدی باید مراقب هر خط، هر چراغ راهنما و هر تغییر سرعت باشد. حتی یک اشتباه کوچک می تواند منجر به خطر بزرگی شود. اما کسی که برای مدت طولانی تمرین کرده است، در همان مسیر ثابتتر است، زیرا اصول اولیه قبلاً در بدن و ذهن مستقر شده است.
تمرین هم همینطور است. سخت است که انتظار داشت ذهن از همان ابتدا و بدون هیچ قانونی به خودی خود آرام شود. هنگامی که خواب، غذا خوردن، حرکت و حتی دیدن به تدریج منظم می شود، قدرت تمرکز افزایش می یابد. قوانین دیوارهایی نیستند که آزادی را از بین ببرند. آنها مسیری هستند که به ذهن کمک می کنند وارد یک مکان شوند.
زندگی روزمره نیز این گونه است. وقتی از برنامه روزانه و وعده های کوچک پیروی می کنیم، زندگی کمی منظم تر می شود. اگر در ساعتی که تعیین کردهایم بنشینیم، حرفها و حرکات غیر ضروری را کم کنیم و کاری را که باید انجام دهیم با آرامش تمام کنیم، ذهن کمی کمتر پراکنده میشود. به این ترتیب، قدرت حفظ قوانین کوچک جمع می شود و تمرین عمیق می شود.
قوانین در عمل برای سرکوب مردم نیست. آنها مسیری هستند که به ذهن کمک می کند پراکنده نشود. وقتی تمرین مجدانه هنوز طبیعی نشده است، به معیارهای کوچکی نیاز داریم که خواب، غذا، حرکت، کلمات و افکار را منظم کند. با رعایت مکرر این استانداردها، تمرکز عمیق تر می شود و زندگی آرام تر می شود.