تمرین گرفتار نشدن توسط افکار خودم
هر کس با افکار و عقاید خود زندگی می کند. بر اساس آنچه دیدهام، شنیدهام و تجربه کردهام، قضاوت میکنم: «این درست است» یا «این چیزی است که من فکر میکنم». اما در مسیر عمل، حتی خود آن فکر هم نیاز به یک بار بررسی دارد.
ما اغلب سرسختانه به نظرات خودمان می چسبیم. ما نمی توانیم به راحتی فکری را که فکر می کنیم درست است بیان کنیم، و حتی گاهی اوقات برای محافظت از آن از شنیدن کلمات دیگر خودداری می کنیم. اما فقط به این دلیل که چیزی را دیدم به این معنی نیست که آن تصویر کامل است، و فقط به این دلیل که چیزی را تجربه کردم به این معنی نیست که آن یک حقیقت تغییر ناپذیر است.
شخصی که زمانی فکر می کردم خوب است ممکن است در طول زمان تغییر کند. صحنه ای که زمانی احساس می کردم زیباست ممکن است وقتی به آن بازگردم متفاوت به نظر برسد. غذایی که به یاد آوردم خوشمزه است دفعه بعد ممکن است طعم متفاوتی داشته باشد. به این ترتیب، افکار و قضاوت های ما نیز پدیده هایی هستند که بر حسب شرایط پدید می آیند و از بین می روند.
این بدان معنا نیست که ما باید نظرات خود را پاک کنیم. یعنی باید مراقب ذهنی باشیم که گرفتار آن عقاید است و نمی تواند چیز وسیع تری ببیند. لحظه ای که باور می کنیم فکر خودمان همه چیز است، ذهن به راحتی همان جا متوقف می شود. یک تمرینکننده باید بتواند افکار خود را بررسی کند، به نظرات دیگر گوش دهد و در صورت نیاز، تفکر خود را به آرامی تغییر دهد.
وقتی نگرش شنیدن با گوشهای باز را داشته باشیم، به راحتی نگاه خود را برای لحظهای نشان دهیم، و آرزو کنیم که دورتر و گستردهتر نگاه کنیم، خرد آرام آرام رشد میکند.
امروز فقط در دام افکار خودمان گیر ندهیم، بلکه آنها را به راحتی کنار بگذاریم، به طور گسترده بشنویم و عمیق تر نگاه کنیم.
آنچه من دیده ام و تجربه کرده ام همیشه تمام واقعیت نیست. نظر خود من نیز ممکن است فکری باشد که بر اساس شرایط به وجود آمده است، بنابراین باید تمرین کنم که به آن نچسبم و دیدگاهم را به آرامی تغییر دهم. امروز، باشد که با گوش های باز گوش کنیم و گسترده تر نگاه کنیم.